تجربه برند چیست و اهمیت خلق تجربه برند

تفکر واقعی بازاریابان در مورد تجربه برند چیست ؟

81% از بازاریابان بر این عقیده ­اند که تجربه مشتریان در ایجاد عملکرد برند گزینه ­ی بهتری نسبت به ارتباطات است. هرچند تنها 52% از این بازاریابان عقیده دارند که تجربه­ ی برندی که آنها برای مشتریان­ خود ایجاد می کنند توسط صنعت مربوطه هدایت می شود، و این اطلاعات براساس گزارش تحقیق تجربه برند، توسط Brandworkz and CIM ارائه شده است.

این مطالعه توسط حدوداً 2200 نفر از رهبران بازاریابی که با سازمان­ های بین ­المللی و جهانی کار می کنند اجرا شده است. این تحقیق برای کشف چالش­ ها، فرصت ­ها، و تمرین­ های راهبردی برای یکپارچه سازی تجربه مشتریان از برند، با تعهد برند آغاز شد.

یافته ­ها حاکی از آن است که بیشتر سازمان ­ها حول تحقق تعهد برند شکل نگرفته ­اند. وقتی از بازاریابان در مورد فرهنگ درونی برند و ارزش­ های برند که مشتری با آنها روبه ­رو می شود، سوال پرسیده می شود، فقط 53% پاسخگویان مدعی انطباق برند داخلی و خارجی در محل کار خود بودند. و تنها 37% باور داشتند که کارکنان می­دانند چگونه باید به تعهد برند برای مشتریان جامه ی عمل بپوشانند.

برای رسیدن به موفقیت، تجربه مشتریان باید به عنوان مسئولیت تک تک کارکنان قرارگیرد. سه چهارم ( ¾ ) از بازاریابان بر این عقیده ­اند که کارکنان آنها به نحوه ­ی تفکر مشتریان در مورد شرکت­ شان اهمیت می دهند. هرچند تنها 17% از شرکت­ ها تمام کارکنان خود را برای ارائه­ ی پیشنهاد در مورد روش ­های بهبود تجربه مشتریان، توانمند ساخته ­اند.

موارد زیر دید وسیع­ تری برای آگاهی بیشتر در مورد بهبود تجربه برند، به شما خواهند بخشید.

در داخل شرکت ­ها، تجربه برند بهبود یافته اما در اولویت شرکت نیست

در این مورد 81% بازاریابان بر این عقیده ­اند که تجربه برند پیشران قوی­تری نسبت به برقراری ارتباط محسوب می شود. اما 52% آنان باوردارند که تجربه برندی که به مشتریان خود عرضه می کنند در بخش خود هدایتگر است.

بسیاری از پیشکسوتان قدرت برند را درک نکرده اند

67% بازاریابان عنوان می کنند که رهبران مسن آنان به طور کامل نقش استراتژیک، ارزش یا پتانسیل برند را درک نمی کنند. تنها نیمی از بازاریابان بر این گمان اند که تیم رهبری، منابع انسانی، ارتباطات شرکتی و دپارتمان بازاریابی آنها با صدایی یکپارچه صحبت می کنند و در واقع یکپارچه عمل می کنند و به دنبال یک هدف مشخص در حرکت ­اند. و 43% آنان نگران هستند که درک رهبران از نقش برند بر توانایی سازمان برای کسب تجربه­ ی برند منسجم و یکپارچه اثر بگذارد.

پرسنل ستادی به اندازه ­ی کافی با آنچه در پشت برند می گذرد منطبق نیستند

53% از بازاریابان مدعی موفقیت در ایجاد یکپارچگی داخلی و خارجی برند در محیط کاری خود بودند. اما ارتباطی بین فرهنگ درونی برند و ارزش ­های برندی که مشتریان با آن روبه ­رو می شوند وجود ندارد. و تنها 37%  آنها باور دارند که کارکنان آنها فهمیده ­اند چگونه تعهد برند را نسبت به مشتریان ادا کنند. سازمان ها معمولاً حول تحقق تعهد برند به مشتریان شکل نمی گیرند.

لازم است تجربه مشتریان به عنوان مسئولیت تک تک افراد در شرکت قرار گیرد

بیشتر از سه چهارم ( ¾ ) بازاریابان باور دارند که کارکنان آنها به نوع تفکر مشتریان در مورد شرکت خود توجه می کنند. اما فقط 17% شرکت­ها این قابلیت را در کارکنان خود به وجود آورده ­اند که برای بهبود تجربه مشتریان پیشنهاداتی ارائه دهند. 2/3 بازاریابان بر این عقیده ­اند که تیم­ های خارج از حیطه ­ی بازاریابی در زمینه ­ی تجربه ­ی برند با محدودیت یا به طور کلی کمبود شفافیت وظایف خود در این مورد رو­به ­رو هستند. 72% نیز بیان کرده ­اند که واحد منابع انسانی برای تحقق تعهد برند در مقابل تجربه مشتریان با محدودیت روبه­ رو هستند یا تاثیرگذاری زیادی ندارند. 68% آنان نیز کمپین درونی برند یا برنامه­ ای از جانب برند، خارج از زمینه­ ی بازاریابی ندارند.

کسب ­وکارها در حال شکست در مورد استفاده از تکنولوژی برای تحکیم برند هستند

شرکت­ های کمی به سمت پلتفرم­ های انغعالی مانند ایمیل و اینترنت رفتند تا از این طریق کارکنان را با برند درگیر کنند و آنها را یکپارچه سازند. 64% از ایمیل، 54% از اینترنت، 40% از طریق رویدادهای شرکت، 31% از راهنمای برند و تنها 6% از برنامه ­های مدیریت برند استفاده می کنند.

در آخر، این موارد برای تجهیز افرادتان به عنوان مباشران برند است؛ یکپارچگی داخلی و خارجی برند کلید اصلی ایجاد تجربه ­ی برندی عالی و موفق است.

با توجه به اطلاعات جمع ­آوری شده میتوان مشاهده کرد با وجود اهمیت برند و تجربه­ ی برند، کمتر شرکتی این مورد را به درستی اجرا می کند و حتی برنامه مشخص و مدونی برای آن دارد. از این اطلاعات می توان دو نتیجه گرفت : اولین و آسان­ترین راه این است که با توجه به آنکه سایر بازاریابان نیز این موضوع را چندان جدی و درست دنبال نمیکنند، بنابراین میتوان از صرف هزینه برای آن خودداری کرد. اما آیا همه اینگونه فکر می کنند؟ خیر برخی این موارد را فرصتی برای ایجاد تمایز دانسته و با صرف زمان و هزینه ­ای معقول سعی می کنند این موارد را در شرکت خود بهبود بخشند تا بتوانند در این زمینه مزیت رقابتی کسب کنند و پیشتاز باشد.

شما کدام راه را انتخاب می کنید؟

چرا شرکت ها به خلق تجربه برند نیاز دارند؟

شیوه ای که برند شما، خودش را به مصرف کنندگان نشان می‌دهد، از لوگو و شعار آن مهمتر است. هر برندی از طریق تجربه ای که برای مخاطبانش و مشتریانش خلق می کند، خود را به آنها معرفی می کند، بنابراین تجربه برند Brand experience در شکل گیری شخصیت برند و همچنین ایجاد آگاهی برند، نقش قابل توجهی دارد.

هر تعاملی اعم از مشاهده یک تبلیغ، بازدید از یک وب سایت، گفتگو با یکی از نمایندگان ارائه خدمات مشتری، خواندن یک ایمیل تأیید و دریافت یک محصول سفارش داده شده از طریق ایمیل، برای برند شما فرصتی است تا تعهد و هدف خود را به دیگران منتقل کند. این تعاملات تجربه کلی برند را تقویت می کنند.

تجربه برند تنها یک شعار نیست، بلکه به حمایت تمام بخش های سازمان نیاز دارد و در بر گیرنده خط مشی ها، افراد، فرایندها و محصولات است. در واقع تجربه برند به گونه ای در تمام فرآیندهای برندینگ لحاظ می شود، که متناسب با استراتژی بازاریابی شرکت باشد.

اگرچه به ظاهر بازاریابان کار برندینگ را انجام می‌دهند، اما همه افراد درون شرکت- مدیرعامل، طراحان وب سایت، کارکنان بخش فروش و هر آنکه در آنجا حضور دارد – باید تعهدات برند را محقق کنند و در خلق تجربه برندی یکپارچه مشارکت نمایند.

چرا تجربه برند اهمیت دارد؟

تجربه برند یکپارچه به لحاظ تئوری عالی به نظر می ‌رسد، اما دلیل اهمیت آن چیست؟

تجربه برند معنادار، شرکت را در ایجاد محصولات جدید یاری می کند

اپل را در نظر بگیرید. اکثراً، زمانی که یکی از ویژگی های: طراحی ظریف و شفاف؛ زبان هوشمند و قابل فهم؛ و سیستم های بلند پروازانه و مبهم مربوط به آینده را می ‌بینیم، تجربه ی اپل به ذهنمان می ‌آید. هنگامی که به عملکرد شرکت اپل در مقایسه با رقبایش می نگرید، مشاهده می کنید که چقدرتلاش برای ساختن یک تجربه برند مستحکم، ارزشمند است.

تجربه برند یکپارچه، می تواند شما را از رقبایتان متمایز کند

در این مورد لازم است ویژگی منحصر به فرد برنتان را تعریف کنید و سپس تجربه برندی را بسازید که تقویت کننده ی این ویژگی باشد. اینگونه برند شما از سایر رقبا متمایز خواهد شد. ماموریت و شخصیت برند شما به نوعی مشخص می کند که باید بر روی چه عواملی نمرکز کنید و بعد سعی کنید این موارد را به طرق مختلف به زندگی افراد بکشانید. هرچه قدر تجربه ای که برای مخاطبان خلق می کنید جذاب تر و گیرا تر و به یادماندنی تر باشد، برند شما بیشتر از رقبایش پیشی خواهد گرفت.

تجربه برند

علاوه براین، تجربه برند مستحکم به کارکنان نیز سود می رساند

زمانی که کارکنان درمی یابند که محیط کارشان با ارزش های شرکت همراستا ست،این امر الهام بخش اعتماد و وفاداری بوده و منجر به جابه جایی کمتر و روحیه بالاتر آنان خواهد شد. همچنین شرکت شما به محیطی دلخواه و عالی برای کار تبدیل خواهد شد.

ایجاد آمادگی برای خلق تجربه برند

داستان برند هدف شما را در جهان نشان می دهد. کلید ساخت تجربه برندی معنادار، کسب اطمینان از آن است که داستان برند فقط به عنوان یک طرح بازاریابی نوشته نشده است.
تجربه برند فرآیندی است که به تعهد همه اعضای سازمان نیاز دارد. هر فردی در شرکت باید در تحقق تعهد برند سهیم شود به گونه ای که با آن زندگی می کند.

در یک خط هوایی که میلیاردها دلار صرف تبلیغات می‌کند تا نشان دهد چگونه مشتریانش را در اولویت اول قرار می دهد، اگر مدیر عامل آن ریاکار و دو رو به نظر برسد، سیاست های شرکت هواپیمایی در نگاه مشتریان خصمانه به نظر خواهد آمد. اگر یک خدمه پرواز بداخلاق از کمک کردن به یک مشتری برای تغییر پروازش خودداری کند، تعهد برند شکسته می‌شود، تجربه برند منفی شده و شرکت هواپیمایی اعتبارش را نزد مشتریان خود، و دوستان آنها که از طریق شبکه های اجتماعی این تجربه بد را می‌شنوند، از دست می‌دهد.

افراد چگونه باید برای خلق تجربه برند مشارکت کنند؟

هر زمان که به حس همنوایی با داستان برند خود رسیدید، خود را جای مشتریانتان قرار دهید تا درک کنید چه تجربه ای را باید ایجاد کنید تا نشان دهنده هویت شما، و فاصله ی بین جایگاه فعلی و آرمانی برندتان باشد.

برای شناسایی فرصت های بهبود و توسعه، به تجارب مشتریان از سازمان تان از دریچه چشمان آنها نگاه کنید نه چشم خودتان. خود را به جای مشتریان بگذارید و بررسی کنید آیا شرکت و کارکنان تان تجربه ی خوبی را برای آنها رقم می زنند یا خیر.

به عنوان مثال، زمانی که سفارش مشتری به تاخیر می افتد، تنها چیزی که او می‌بیند یک سفارش به تعویق افتاده است. مشتری از رویه های سازمان که باید دنبال شود اطلاعی ندارد، تمام آن چیزی که می داند این است که از تجربه خود ناراضی است. به خاطر داشته باشید که مشتریان مانند حاضران در یک نمایش هستند. آنها مدیر نورپردازی یا طراح گریم پشت صحنه را نمی‌ بینند، تنها چیزی که آنها می ببیند اجرای روی صحنه است. فرآیندها و رویه ها نیز جزئی جدایی ناپذیر از تجربه برند و محصول نهایی هستند که دیده نمی‌شوند اما باید به درستی تنظیم گردند.

تجربه برند
با درکی صحیح از تجارب مشتری، ارزیابی کنید تا چه اندازه در اجرایی کردن تعهد برند خود در هر مرحله، خوب عمل کرده اید. بر نقاط با اولویت بالا تمرکز کنید و مطمئن شوید که کارکنان تحت مدیریت شما در مورد تمام ابعاد برند به خوبی آموزش دیده اند.

توجه داشته باشید که ایجاد و حفظ یک تجربه برند عالی به ویژه برای شرکت های قدیمی تر و با سابقه تر یک شبه اتفاق نمی ‌افتد. شما باید کارکنانی را بیابید که ارزش برند شما را حفظ کرده و با دیگران به اشتراک بگذارند، آنها را آموزش دهید تا انتظارات را برآورده کنند، و اطمینان حاصل کنید که هیچ چیزاز توانایی آن ها برای تحقق بخشیدن به تجربه برند جلوگیری نمی کند. برای انجام چنین کاری شما ممکن است مجبور شوید محصولات و فرآیندها را از نو طراحی کنید. شما ممکن است مجبور شوید زیرساخت هایی را به وجود بیاورید یا برخی از آنها را از بین ببرید.حتی شما ممکن است مجبور شوید برخی هنجارهای فرهنگی خاص درون سازمان را حذف و یا جایگزین کنید.

ایجاد و توسعه یک تجربه برند عالی امری زمان بر اما در عین حال ارزشمند است. در دنیای امروز، این تجارب هستند که برند را تعریف می‌کنند. اگر شرکت شما بتواند یک تجربه معنادار و یکپارچه از برند را به دیگران انتقال دهد، بدست آوردن مشتریان وفادار و پرشور برایش تضمین شده است.

اینفوگرافیک : نظرسنجی سال 2016 از مدیران بازاریابی در مورد تجربه برند

بازاریابی تماما در مورد چگونگی ارائه تجربه های مختلفی است که شما از طریق ارتباطات مختلف برای مشتریان برند ایجاد می کنید. هرچه این تجربه ناشی از برند خوشایندتر باشد، سرعت وفادارسازی مشتریان به برند افزایش خواهد یافت. در حقیقت تجربه ای که شما برای مشتریان می سازید در واقع ذهنیت مشتری را نسبت به برند شما شکل می دهد.

برای ایجاد تجربه برند، به عنوان یک بازاریاب، شما باید هم کلیات و هم جزئیات استراتژی های برند خود را در نظر داشته باشید.

منظور از کلیات استراتژی برند، یکپارچگی و تداوم موارد برندسازی از طریق تمام کانالهای ارتباطی و بازاریابی است. اگر تجربه ناشی از برند پیوسته و یکپارچه نباشد، اثرپذیری فعالیت های بازاریابی و ارائه تجربه برند منجر به وفادارسازی به برند نخواهد شد.

جزئیات استراتژی برند در ایجاد تجربه ناشی از برند نیز بسیارحائز اهمیت است. زیرا که در برگیرنده ی روحیه و حال و هوایی است که در حین ارائه تجربه برند به مشتریان خود ارائه می دهید.

در سال 2016 نظرسنجی برروی 2200 نفر از رهبران بازاریابی که با برندهای مطرح در سطح بین الملل همکاری دارند، صورت گرفته. این  نظرسنجی به منظور دریافت اطلاعاتی  در مورد موانع، فرصت ها و یافتن راهکارهایی به منظور یکپارچه سازی تجربه مشتریان از برند صورت گرفت که اینفوگراف زیر به آن می پردازد :

نظرسنجی سال ۲۰۱۶ از مدیران بازاریابی در مورد تجربه برند

5/5 - (1 امتیاز)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.